عزيز الدين النسفي ( مترجم : دهشيرى )

119

مجموعه رسائل ( كتاب الإنسان الكامل ) ( فارسى )

از شمشير تيزتر است ، و بر اين صراط مدتى به زير مىبايد رفت ، و مدّتى راست مىبايد رفت ، و مدّتى به بالا مىبايد رفت . و بعضى بر اين صراط زود و آسان بگذرند ، و هيچ زحمتى بديشان نرسد . بعضى افتان‌وخيزان بگذرند ، و زحمت بسيار بديشان رسد ، امّا به عاقبت بگذرند . و بعضى نتوانند گذشت ، و در دوزخ افتند . نزول و عروج روح انسانى نيز همچنين است ، از جهت آنكه عالم طبيعت به دوزخ مىماند ، و ارواح را به اين عالم طبيعت مىبايد آمد ، و از عالم طبيعت مىبايد گذشت ، پس ارواح مدّتى به زير مىآيند ، و مدّتى راست مىآيند ، و مدّتى به بالا مىروند . و بعضى از عالم طبيعت زود و آسان مىگذرند ، و هيچ زحمتى بديشان نمىرسد . و بعضى افتان‌وخيزان مىگذرند ، و زحمت بسيار بديشان مىرسد امّا به عاقبت مىگذرند . و بعضى نمىتوانند گذشت ، و در عالم طبيعت مىمانند ، و به عالم علوى نمىتوانند پيوست . و اين صراط از موى باريك‌تر است ، و از شمشير تيزتر است ، از جهت آنكه در جمله كارها وسط صراط مستقيم است ، و وسط طريق عقل است ، و طرف افراط و طرف تفريط عالم طبيعت است كه دوزخ است ، و وسط از موى باريك‌تر است و وسط را نگاه داشتن ، و بر وسط رفتن از شمشير تيزتر است . فصل نهم در بيان آنكه هر چيز كه در دنيا و آخرت است در آدمى است ( 26 ) بدانكه هر چيز كه در دنيا و آخرت موجود است در آدمى هم موجود است ، و آدمى نسخه و نمودار دنيا و آخرت است . ( 27 ) اى درويش ! روح انسانى را نسبت به آمدن و رفتن و نسبت به نادانى و دانايى احوال بسيار و اسامى بىشمار 99 است . روح انسانى چون نزول مىكند ، افول نور است ، و چون عروج مىكند طلوع نور است . چون نزول افول نور است ، پس نزول روح انسانى شب باشد ، و چون عروج طلوع نور است پس عروج روح انسانى روز بود . و ديگر آنكه در وقت نزول چيزها در روح انسانى مقدر است ، و جمله پوشيده و ناپيداست ، پس نزول روح انسانى شب قدر باشد ، و چون در وقت عروج هر چيز كه در روح انسانى مقدر بودند ، و پوشيده و ناپيدا بودند ، آن جمله ظاهر شدند و آشكارا گشتند ، پس عروج روح انسانى روز قيامت بود . و چون افول نور در جسم است ، و عروج نور از